آرشامآرشام، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 3 روز سن داره

آرشام کوچولو

سفر به گرگان خونه دایی جون امیر

مامانی میدونی که دایی جون کارش گرگانه و ما هم تا حالا نرفته بودیم خونه دایی جون و شرکتش را بببینیم تا اینکه با دوستای بابایی تصمیم گرفتم 14 خرداد بریم گرگان هم دیدن دایی جون و هم گردش و تفریح به شما که خیلی خوش گذشت و چون تازه راه رفتن را یاد گرفته بودی همش در حال راه رفتن بودی و خوشحال آرشام و دایی جون رو بام گرگان اینجا تنابنه لب دریا اما شما خواب خوابی   اینجا هم اولین روزهای راه رفتن آرشامی تو بام گرگان                   اینجا هم شرکت دایی جون و شما نشستی رو صندلی دایی جون و حسابی چرخ چرخ بازی کردی ...
2 مرداد 1392

شروع راه رفتن آرشام تو 15 ماهگی

سلام به روی ماهت گلم  آرشامی اینبار خبر زیاد دارم  اول اینکه این ماه شما بالاخره تونستی مستقل راه بری دقیقا 12 خرداد بود که یهو شروع کردی راه رفتن و این شروع راه رفتنت هم مثل شروع چهر دست و پا رفتنت خونه مامان سامره بود خبر بعدی اینکه مبارکه 10 دندونه شدی مثل همیشه که دندونات دوتا دوتا در میاد اینبار هم 2 تا دندون آسیا پایین چپ و راست با هم در اومد   و اینکه از این ماه حسابی آب بازی کردنای هر روزت رسمی شد و شما هر رزو دم دمای ظهر حسابی آب بازی میکنی   حالا کلی عکس آرشامی تو سبد شهروند نشسته و خرید ها را مدیریت میکننه این اولین روزه که شما سرسره بازی کردی...
2 مرداد 1392

یک خاله مهربون

مامانی یکی از خاله های نی نی وبلاگی که میدونم شما را دوست داره کلی از عکس های شما را به حالت مختلف درست کرده که خیلی قشنگ شده و برای مامان فرستاده  اینجا میزارم تا شما هم بدونی و باید از خاله تشکر کنی.  ممنون خاله مهربون ان شاالله برای نی نی ناز خودت هم زودتر از اینا درست کنی     چون خیلی خاله به ما لطف داره و عکس ها زیاده میزارم ادامه مطلب   ...
2 مرداد 1392

یادی از خاطرات

سلام پسر گلم عزیزم  چند وقت پیش داشتتم تو عکس هام میگشتم 1 عکس پیدا کردم که برات میزارم ببینی چون خیلی قشنگ و خاطره انگیز بوده   این عکس اثر پای شماست که تو بیمارستان از شما گرفتن و تو پرونده گذاشتن و من خیلی دوستش دارم.   ...
2 مرداد 1392

آرشام و روشان

عزیزم شما یک دوست خوب داری به اسم روشان که 5 ماه از شما بزرگتره اما همیشه خیلی مواظبته و نازت میکنه  اومده بودن خونه ما و ما هم کلی عکس از دو تاتون گرفتیم برات میزارم به امید اینکه تا آخر با هم همینطوری خوب بمونین               ...
2 مرداد 1392

14 ماهگی آرشام گلی

آرشام گل مامان عزیز دلم امروز اومدم برات کلی عکس بزارم کارهای شما خیلی خواستنی و دوست داشتنی شده   من اومدم با کلی عکس آرشام و قلیون داره موشکافانه نگاه میکنه  و بررسی که این چیه؟؟   خونه عمه جون و فضولی اینم پیک نیک روز تولد بابایی (20 اردیبهشت)   نقاشی آرشام خان فدای نقاشی کشیدنت بشم من   تو را خدا خودکار گرفتنش را ببین   قربون خنده هات بشم با تمرکز فراوان     ایم یکی دیگه از خراب کاری های آرشام خدا را شکر سر خودش ب...
2 مرداد 1392